محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

201

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

أبدا : ظرف و منصوب است . اين قيد براى تاكيد وقوع يا عدم وقوع رخدادى در آينده به كار مىرود و بر مفهوم بىنهايت دلالتى ندارد . نارا : منصوب به نزع حافض است . بين : ظرف و متعلق به محذوف است . همچنين خبر براى مبتداى محذوف قرار گرفته است و در اصل چنين بوده است : « هو كائن بين يديك » . پيروزى ، تنها از راه وفادارى و همبستگى عمر درباره جنگ قادسيه يا نهاوند - بنا به اختلاف راويان - با برخى مشورت كرد . گروهى به وى سفارش كردند كه خود شخصا وارد صحنه جنگ شود ؛ اما امام عليه السّلام او را از اين كار بازداشت . ( إنّ هذا الأمر لم يكن نصره و لا خذلانه بكثرة و لا بقلّة و هو دين اللّه الّذي أظهره ، و جنده الّذي أعدّه و أمدّه ، حتّى بلغ ما بلغ ، و طلع حيث طلع ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى به پادشاه ايران نامه نوشت و وى را به اسلام دعوت كرد « 1 » كه نه سرزمينى داشت و نه مال و ثروتى و نه اسلحه چندانى براى جنگ در اختيار داشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به وى نوشته بود كه اگر اسلام نياورى و از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمان نبرى ، ويرانى و هلاك را براى خود و مردم‌ات به ارمغان آورده‌اى و همه ارتش و سلاح و قدرت تو مانع آن نخواهد بود . . . خسروپرويز خشم‌آلود به اين گفته پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خنديد و فرمان داد كه اين عرب گستاخ را زنده يا مرده نزدش حاضر سازند . درباريان قيصر نيز دعوت‌نامه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به سخره گرفتند و گفتند آيا اين عرب ما را از قبايل باديه‌نشين پنداشته است ؟

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 654 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 66 ؛ تاريخ ابن خلدون 2 / 37 .